پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف
چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1388

Ingmar Bergman  

Ingmar Bergman
 
گذری بر زندگی اینگمار برگمان 
اینگمار برگمان در 14 ژولای 1918 در شهرک UPSSALA در خانواده‏ای روحانی متولد شد.
پدرش اریک برگمان پیشوای کلیسای لوتران‏ها پـــیروان لـوتر می‏باشد. اینگمار، کودکی را در همراهی پدرش برای سفرهـای روزانه از کلیسایی به کلیسای دیگر می‏گذراند. بعدها در یک دوره دانشگاهی تاریخ ادبیات شرکت کرده و عضو تئاتر دانشجویان می‏شود. رســاله پایانی او در این دوره، درباره اشتـرن بــرگ است. در همین زمان با دختری به‏نام ماریـا، هنرپیشه جوان، آشنامی‏شود و هر دو موافقت می‏کنند تا با شرکت اتاقی اجاره کنند. این ارتباط با مخالفت شدید پدرش روبرو می‏شود طوری‏که اینگمار حدود چهار سال هر نوع ارتباطی را با خانواده‏اش قطع می‏کند.

او در تئاتر اپرا به‏عنوان کمک کارگردان، بدون دریافت حقوق، به کار مشغول می‏شود. یکی از رقاصان باله تئاتر، حمایت از او را، تا زمانی‏که بالاخره به‏عنوان سوفلور استخدام می‏شود و حقوقی دریافت می‏دارد برعهده می‏گیرد.
در این دوره، او یـک اپرا و دوازده نمـایشنامه می‏نویسد و مدیـر تئاتر این شانس را به او می‏دهد تا یکی از نوشته‏هایش را به‏نام مـرگ کاسپر که الهام آشکاری از اشترن برگ می‏باشد به اجرا در آورد. بین تماشاچیان تئــاتر، تعدادی از اعضای مهم‏ترین مؤسسه تولید فیلم سـوئد، تحت تأثیر نمایش قرار گرفته و مصمم می‏شوند او را به استخدام در آورند و بالاخره در سال (1942) تصمیم این مؤسسه باعث می‏شود که او عاقبت کـاری منظم پیدا کند. مسـئولیت او تنظیم فیلـم‏نامه‏ها و نوشتن دیـالوگ بر آن‏ها بود. او همـ‏چنین تصمیم می‏گیرد به‏سوی خانواده‏اش بازگردد. در (1943) با Else Fischer، بالرین و طراح رقص، ازدواج می‏کند و پس از چندی دختر آن‏ها Leva متولد می‏شود.
شکنجه نمایشنامه‏ای که او نوشته توسط مؤسسه فیلم‏ساز سوئد خریده شده و توسط Alf.Sjoberg به فیلم برگردانده می‏شود. به برگمان مجدداً سمت کمک کارگردانی داده می‏شود و این اولین تجربه او در سینما است.
چند ماه بعد شرکت فیلم‏سازی سوئد از او می‏خواهد تا از کمدی‏های Leck Fisher فیلم‏نامه‏ای تهیه و آن‏را کارگردانی نماید.
فیلم‏نامه در چهارده روز آماده می‏شود. مشهور است برگمان در مورد این تجربه گفت: اگر از من خواسته می‏شد، فیلم‏نامه‏ای را، حتی از روی دفترچه راهنمای تلفن می‏نوشتم.
این فیلم، بحران (1945) نام گرفت و شکستی کامل برای تهیه‏کننده بود.
تهیه‏کننده مستقلی به‏نام Marmasted شانس دیگری به برگمان داده و او فیلم روی عشق‏هامان می‏بارد را در (1946 ) می‏سازد.
در همین سال برگمان به Goteberg رفته و در آن‏جا کارگردان تئـــاتر می‏شود و کار را با کالیـگولا نوشته کامو آغاز نموده و با چند نمایش از نوشته‏های خودش ادامه می‏دهد.
با حمایت Marmasted، او دو فیلم کشتی به هندوستان (سرزمین آرزوها) و موسیقی در تاریکی ( 1947) را می‏سازد.
فیلم موسیقی در تاریکی با انتقادهای مثبت استقبال می‏شود و مؤسسه فیلم‏سازی سوئد از او می‏خواهد که در قدم اول فیلـــم‏نامه‏های برای Eve و زن بی‏چهره را نوشته (‌این فیـلم‏نامه بعداً توسط Gustave Malander کـارگـردانی می‏شود.) و سپس خودش کارگردانی فیلم بندر سر راه را براساس داستان Alf Lansberg برعهده بگیرد.
شکست این فیلم، یک‏بار دیگر باعث اخراج او از مؤسسه فیلم‏سازی سـوئد می‏شود و باز هم یک‏بار دیگر با کمک Marmasted، برگمان فیلم زندان را براساس فیلــم‏نامه‏ای از خودش می‏سازد و این شاید اولین فیلم مهم برگمان بود.
موفقیت نسبی فیلم او را برای کارگردانی به مؤسسه فیلم سوئد می‏کشــاند و در طول دو سال چهار فیلم عطش براساس داستانی از برژیت تن گــروت‌، لذت، اینجا اتفاق نمی‏افتد و اینترلـود تابستانی (1950) را می‏سازد.
اتفاق قابل ذکر در این زمان ملاقات و آشنایی او با Victor Sjostrom و موافقت Victor برای بازی در بعضی فیلم‏های برگمان است.
مؤسسه فیلم‏سازی سوئد در اعتراض به قوانین جدید مالیاتی تعطیل شده و برگمان مجدداً بیکار می‏شود.
Marmasted به برگمان کارگردانی هنری تئاترهایش را پیشنهاد می‏کند و بعد از چـند شکــست، برگمان آن‏جا را هم ترک می‏کند.
در همین زمان او با روزنامه‏نگار جوانی به‏نام Gun Hagberg رابطه برقرار می‏کند و صاحب فرزند دختر جدیدی می‏شود. این دو تصمیم می‏گیرند با هم زندگی کنند. برگمان مجبور به حمایت از دو همسر و پنج فرزند می‏شود. روابط با Gun الهام‏بخش او برای ساخت فیلم زن منتظر می‏باشد که تـوسط شرکت سیــــنمایـی سوئد در سال (1952) تولید می‏شود و بلافاصله پس از این، ساخت فیلم تابستان با مونیکا آغاز می‏گردد.
یک‏سال بعد، او به‏عنوان کارگردان در استاد تئاتر StadTeater در استکهلم استخدام می‏شود. برگمان، همکاری موفقیت‏آمیزی را با هنرپیشــه‏هایی که در آینده به‏طور دائم در فیلم‏های او بازی خواهند کرد، آغاز می‏نماید. کسانی چون گوبل لیندبلوم، ماکس فُن سیدو، اینگریــد تولین، هاریت و بی‏بی اندرسون. در ایـن زمان خاک اره و پولک (شب برهنه) و در (1945 ) درس عشق ساخته می‏شوند.
اشتغال دوگانه او، سینما و کارگردانی تئاتر، وقت او را کاملاً اشغال می‏نماید. در (1955) اینگمار برگمان سفر به پاییز و کمی بعد از آن موفـــق‏ترین فیلم اروپاییش، لبخند شب تابستان برنده جایزه جشنواره کان را می‏سازد. از این زمان برگمان به سرعت صعود می‏کند. موفقیت فیلم سبب می‏شود تا مؤسسه فیلم‏سازی سوئد از برگمان بخواهد، در مدت 30 روز، فیلم مُهرهفتم (1955) را بسازد.
مُهرهفتم جایزه ویژه جشنواره کان و تقدیرنامه‏های فراوانی از فرانسه، اسپانیا و ایتالیا کسب می‏کند. سیر اندیشه مذهبی طولانی مدت اینگمار برگمان از این‏جا آغاز می‏شود.
در (1957) او توت‏فرنگی‏های وحشی را ساخته و خرس طلایی جشنواره برلین و جایزه ویژه منتقدان وِنیز را کسب می‏کند. هم‏چنین فیلم‏های حاشیه زندگی برنده جایزه بهترین کارگردانی در کان و چهره (جادوگر 1958)برنده جایزه ویژه کارگردانی ونیز می‏گردد. همین زمان، برگمان، کارگردانی تئاتر مالمو، Malmo را واگذار می‏کند و با Kali Larebei ازدواج کرده و دانیل متولد می‏شود.
فعالیت دیوانه‏وار برگمان متوقف نمی‏شود. فیلم چشمه باکره (1959) برای او اسکار بهترین فیلم خارجی را می‏آورد. اینگمار به‏دنبال آن چشمه شیطان را می‏سازد. به برگمان که حالا کارگردانی بلند آوازه است پیشنهاد کار در تئاتر دراماتیک استکهلم می‏شود. اما در (1961) فیلم همچون در یک آیینه را در جزیره فارو فیلم‏برداری می‏کند. این فیلم که اولین قسمت از تریلوژی مذهبی برگمان است، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی گشته و در برلین موفق به کسب جایزه می‏شود. دومین قسمت از این تریلوژی روشنایی زمستان نیز برنده جشنواره‏های برلین و وین می‏گردد.
اینگمار به‏دنبال این فیلم پس از یک‏سال سکوت را می‏سازد. این مجموعه با فیلم حالا درباره این زن قطع می‏شود. (1964) افسردگی جدی برگمان سبب بستری شدن او در بیمارستان می‏شود. اودر همان سال پرسونا را می‏سازد. روابط او با لیو اولمن تولد دختر دیگری را به همراه دارد.
بعد از سال 1965 برگمان، هر سال یک فیلم دارد. ساعت گرگ‏ها (1966)، شرم (1967)، تشریفات تلویزیونی (1968)، اشتیاق اولین فیلم رنگی او (1969)، مستندی درباره جزیره فارو برای تلویزیون سوئد، تماس (1970). در (1972) فیلم فریادها و زمزمه‏ها تقریباً در همه جشنواره‏ها برنده جایزه می‏شد. برگمان پس از این سریال چشم‏انداز یک ازدواج را برای تلویزیون کارگردانی می‏کند و نسخه سیــنمایی سه ساعته را می‏سازد.
در (1973) رویای برگمان بــرای ساختن فیلمی از موزارت به‏نام خلوت سحرآمیز به واقعیت می‏پیوندد. در (1976) او فیلم روانشناسانه روبرو و پس از آن تخم مار را برای دینودو لارنتیس کارگردانـی می‏کند.
در 30 ژانویه 1976 او را متهم به فرار از مالیات می‏کنند. آزردگی ناشی از این موضوع، سبب بستری شدن او در یک مرکز روانی می‏شود. پس از درمان، از سوئد فرار کرده و به جزیره فارو برمـی‏گردد و (1977) پس از انتظاری طولانی برای همکاری با اینگرید برگمن موفق به ساخت سونات پاییزی می‏شود.
مشکلات او با اداره مالیات به آهستگی رفع می‏گردد. او برای تلویزیون آلمــان در (1980) زندگی عروسک‏های خیمه شب بازی را کارگردانی می‏نماید.
برگمان یک‏سال بعد اتوبیوگرافی 5 ساعته تلویزیونی خود، به‏نام نانی و الکساندرا به‏مدت 5 ساعت و نسخه سینمایی آن (به‏مدت 3 ساعت) را خلق می‏کند. این فیلم برنده چهار جایزه اسکار می‏گردد. او به ساخت فیلم‏های تلویزیونی ادامه می‏دهد.
او در سال (1983) بعد از تمریـن، (1985) آدم مقدس، (1986) سیمای کارین را به تصویــر می‏کشد و سینما را ترک کرده تا خودش را کاملاً وقف کار تئاتر نماید اما به فیلم‏نامه‏نویسی ادامه می‏دهد و فیلم‏های بهترین هدف کارگردان، بیلی اوگت (1991)، بچه‏های یکشنبه (1992)، گفتگوی خصوصی (کارگردان، لیو اولمن(1998) را می‏نویسد. در (1997) برای تلویزیون سوئد در حضور یک دلقک را به تصویر می‏کشد و در (1999) بی‏ایمان را برای لیو اولمن می‏نویسد. 

جایزه‌های سینمایی برگمن:
پنج بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی
نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فــریادها و نجواها»
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فانی و آلکساندر» , «چشمه باکرگی» (۱۹۵۹)
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «همچون در یک آیینه» (۱۹۶۰)
نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای چهره به چهره (۱۹۷۵)
جایزه ایروینگ تالبرگ از سوی آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۰ میلادی.
فیلم‌ها:
مردی با یک چتر (۱۹۴۶)
سرزمین آرزو (۱۹۴۷)
آینده با من است (۱۹۴۸)
زندان (۱۹۴۹)
رازهای زنان (۱۹۵۳)
تابستانی با مونیکا (۱۹۵۳)
شب عریان (۱۹۵۴)
درسی در عشق (۱۹۵۴)
لبخندهای یک شب تابستانی (1955)
توت فرنگی های وحشی (1957)
چشمه باکره (1960)
چشم شیطان (۱۹۶۰)
پرسونا (۱۹۶۶)
صحنه یک ازدواج (۱۹۷۴)
فلوت جادویی (1975)
چهره به چهره (۱۹۷۶)
سونات پاییزی (۱۹۷۸)
فانی و الکساندر (1980)
ساراباند (۲۰۰۳)  

  

فیلمشناسی کامل 

نمایش آثار این هنرمند به ترتیب سال: 

 

به عنوان کارگردان: 

 
Kris (1946)

Hamnstad (1948)

Till glädje (1950)

Sommarlek (1951)

Kvinnors väntan (1952)

Sommaren med Monika (1953)

Gycklarnas afton (1953)

Lektion i kärlek, En (1954)

Sommarnattens leende (1955)

Kvinnodröm (1955)

Sjunde inseglet, Det (1957)

Smultronstället (1957)

Ansiktet (1958)

The Virgin Spring (1960)

Djävulens öga (1960)

Såsom i en spegel (1961)

Nattvardsgästerna (1962)

Tystnaden (1963)

För att inte tala om alla dessa kvinnor (1964)

Persona (1966)

Vargtimmen (1968)

Skammen (1968)

Passion, En (1969)

Riten (1969)
Cries and Whispers (1972)

Scener ur ett äktenskap (1973)

The Magic Flute (1975)

Ansikte mot ansikte (1976)

The Serpent's Egg (1977)

Höstsonaten (1978)

Aus dem Leben der Marionetten (1980)

Fanny och Alexander (1982)

Saraband (2003) 

  

  به عنوان فیلمنامه نویس: 

Hets (1944)

Kris (1946)

Hamnstad (1948)

Till glädje (1950)

Sommarlek (1951)

Kvinnors väntan (1952)

Sommaren med Monika (1953)

Gycklarnas afton (1953)

Lektion i kärlek, En (1954)

Sommarnattens leende (1955)

Kvinnodröm (1955)

Smultronstället (1957)

Sjunde inseglet, Det (1957)

Ansiktet (1958)

Djävulens öga (1960)

Såsom i en spegel (1961)

Nattvardsgästerna (1962)

Tystnaden (1963)

För att inte tala om alla dessa kvinnor (1964)

Persona (1966)

Vargtimmen (1968)

Skammen (1968)

Passion, En (1969)

Riten (1969)

Scener ur ett äktenskap (1973)

Ansikte mot ansikte (1976)

The Serpent's Egg (1977)

Höstsonaten (1978)

Aus dem Leben der Marionetten (1980)

Fanny och Alexander (1982)

Trolösa (2000)

Saraband (2003)
 

به عنوان بازیگر: 

در نقش  Himself
Ingmar Bergman gör en film (1963)

در نقش  Priest
Riten (1969)

در نقش  Himself
Ingmar Bergman: Intermezzo (2002)