X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف
چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1388

روبرتو بنینی 

در سال 1943 یک کشاورز فقیر به نام لویجی (Luigi) در جستجوی یک کار بهتر همسر خود ایزولینا (Isolina) را در شهر کوچکی به نام «میسرکودیا آرزون» (Misericodia Arezzon) در ناحیه «توسکانی» ایتالیا ترک کرد، اما در آلبانی به دست آلمانی های نازی گرفتار و به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد و ناچار شد تمام انرژی خود را در جهت جنگ آلمان صرف کند و مانند دیگر زندانی ها سرنوشتی جز مرگ نداشت، اما دوسال بعد با تنها 77 پوند وزن توانست به خانه برگردد. در این سالهای پر اندوه فرزندی از این مرد متولد شد که بعدها ملقب به مردی که آخرین جایزه قرن بیستم اسکار را نصیب خود کرد، گردید.

روبرتو بنینی
روبرتو متولد 27 اکتبر 1952 در "میسرکودیا" در شهری به نام "ورجیو" با جمعیت 3000 نفر در تنگدستی رشد کرد. شرح زندگی او را از زبان خودش بشنوید که در نوامبر سال 1998 در یک مصاحبه در لندن تعریف کرده است:

 

« خوب، من در توسکانی در یک خوانواده فقیر بزرگ شدم. پدرم و مادرم کشاورزان فقیری بودند، اما کودکی من خوب بود. من از دوران کودکیم بسیار راضی هستم، زیرا بسیار دلپذیر و پر از انسانیت بود.

پدرم هرگز با ما نبود. او همیشه بیرون به دنبال شغلی میگشت. من سه خواهر داشتم که از من بزرگتر بودند. فقط یک تخت داشتیم و من تمام کودکیم را با چهار زن خوابیدم، مادرم و سه خواهرم، خیلی خوب بود! شش نفر در یک تخت میخوابیدند. هنوز میتوانم آن را به روشنی بخاطر بیاورم.

هنگامی که خیلی کوچک بودم، ما به شهر دیگری رفتیم، جایی که تحصیلاتم را آغاز کردم. من خیلی زشت و بدگل بودم، بنابراین مادرم انواع جادوگران و ساحره های نفرت انگیز را برایم میاورد که کاری بکنند، این حقیقت است، او سالها مرا وادار به خوردن داروهای وحشتناکی میکرد، زمانی که  پس از خوردن آن چیزها حسابی مریض شده بودم، کشیشی به خانه ما آمد، یک کشیش بسیار بلند قد. او به مادرم گفت : " این پسر با من به مدرسه کشیشها می آید. من از او یک کشیش خوب خواهم ساخت." بنابراین هنگامی که دوازده سال داشتم به یک مدرسه عالی در فلورانس رفتم.

در سال 1964 سیل بزرگی در فلورانس جاری شد. من آن صحنه را به خاطر دارم زیرا آن همه آب و ضجه مردم مانند یکی از فیلمهای «فلینی» بود. من از این لحظه آزادی استفاده کردم و از آنجا به سمت خانه فرار کردم.

در این زمان مادرم بسیار فقیر بود. ما در یک اتاق عجیبی زندگی میکردیم، با اسبهایی که در سمت دیگر بودند. نزدیک اصطبل بودیم و از پنجره میتوانستیم اسبها را ببینیم، من آن را به یاد دارم زیرا بسیار گرم بود، به طور شگفت انگیزی گرم. من خاطرات خوبی از آن زمان دارم.

سیرک کوچکی به نام «درولین» (Drolin) وجود داشت، که من پولی کافی برای دیدنش نداشتم، اما هرشب دزدکی وارد می شدم و شعبده بازها، دلقکها و حیوانات را میدیدم. سیرک کوچکی بود و فقط یک شیر داشت. شعبده بازی به من گفت که میتوانم هرشب سیرک را مجانی تماشا کنم. او به مادرم گفت که "من به این پسر به عنوان دستیار احتیاج دارم." من خیلی خوشحال بودم، البته مادرم نیز بسیار خوشحال بود، زیر یک نان خور کمتر میشد. " برو روبرتینو، بای، بای،" اون گفت: "برو." من خیلی خوشحال بودم. هرشب به سیرک میرفتم و ادای هیپنوتیزم شده ها را در میاوردم. مثلا شعبده بار به من میگفت:" تو در بیابانی، در صحرا، هوا خیلی گرم است." و من شروع میکردم به در آوردن لباسهایم و وقتی به زیر پوشها میرسیدم او مگفت : " آه! تو در قطب شمال هستی، " و من دوباره لباسهایم را میپوشیدم. خیلی احمقانه بود اما مردم آن را خیلی دوست داشتند. همچنینی آتش بازی هم داشتیم. با پودر و کرم مخصوصی شما میتوانستید آتش را در دست من قرار دهید، به آنکه احساس سوزشی بکنم. اما یکبار که او این کار را به درستی انجام نداد، دستانم واقعا سوخت و من ترسیدم و بار دیگر فرار کردم. اولین بار به خاطر آب و بار دوم به خاطر آتش.

مدتی بعد کشیش دیگری را دیدم، معلمی در یک مدرسه زنانه. کشیشهای کاتولیک در ایتالیا همه جا هستند. او به من گفت که میتوانم در دبیرخانه مدرسه کار کنم. در کلاسی که من بودم چهل زن داشتیم و تنها من، خیلی خوب بود! اما من بسیار خجالتی بودم. چهل زن و تنها من. آن شبیه صحنه فیلم دیگری از «فلینی» بود. در این زمان واقعا همه چیز عجیب بود.

پدرم عاشق سنتهای توسکان بود، از من خواست که اشعار شاعرانی مانند «آریستو» و «اسپنسر» بخوانم. طرز خواندن اشعار به شخصیتی که بینندگان به تو میدادند بستگی داشت، این یک سنت باستانی بود و پدرم عاشق این کار بود و از من خواست تا در این زمینه کار کنم.

من سعی کردم تا ابداعات تازه ای در این زمینه انجام دهم، مثلا مخلوط کردن لغات کثیف و لغات جدید با آنها. مردم این کار را دوست داشتند، زیرا چیزی متفاوت بود. خیلی جالب بود، ما آن را جنگ در اشعار نامیدیم و توری برگزار کردیم. کارگردانی از رم آمد و به من پیشنهاد کرد که در یک تاتر زیرزمینی کار کنم. اوایل سال 1970 یا 71 بود. او به من گفت که به تاتر بهتری در رم بروم. من رفتم و شما میدانید که آن لحظه شگفت انگیزی برایم بود. ما هملت «شکسپیر» را به صورتی که مثلا قسمتی از نقش «اوفلیا» توسط یک اردک اجرا میشد، یا رمئو مانند بطری، را بازی میکردیم. بعضی از قسمتها خوب شوخی بود اما بعضی از ایده ها واقعا جالب بود.

سپس با «جوزفه برتولوچی»  (Giuseppi Bertolucci) آشنا شدم که کارگردان بزرگی بود. من تمام داستانهایم را درباره دهکده کوچکمان برایش تعریف کردم، سپس باهم روی دکلمه آن کارکردیم. موفقیت آن انعکاس وسیعی در ایتالیا پیدا کرد. مردم از دور و نزدیک برای تماشای آن میا مدند. بنابراین ما شروع به نوشتن و ساخت یک فیلم به نام «برلینگوار٬ دوستت دارم» کردیم. خوب این اولین فیلم من بود.

پدر و مادرم برای اولین بار برای تماشای فیلم به سینما آمدند. سال 1978. آنها شصت سال داشتند. از بعداز ظهر تا نیمه شب آنها در سینما ماندند، زمانی که سینما تعطیل شد، چهار بار فیلم را تماشا کرده بودند. آنها خیلی از فیلم خوششان آمده بود.»

بنینی سپس با دو نفربه نام «فدریکو فلینی» و «بونوال» که به نظر وی بزرگترین کارگردانان ایتالیا بودند ارتباط برقرار کرد که به او کمک کردند انچه که امروز هست بشود. نگاه به دنیا از دریچه چشم این دو نفر درک او از دنیا را عوض کرد. بزرگترین افسوس وی این است که هیچوقت شانس ساخت فیلم «پینوکیو» را با فلینی و «سنت فرانسیس» را با «میکل آنجللو انتونیونی» که او را هومر فیلمهای ایتالیا مینامید را پیدا نکرد. گرچه او در اخرین فیلم فلینی به نام «صدای ماه بازی» کرد.

بیشتر سناریوهایی را که بنینی نوشته است خودش کارگردانی و بازیگری ان را به عهده داشته است. اولین کارگردانی او فیلم «تو مرا نگران میکنی» بود. در 1983 برای نقش مریم مقدس در این فیلم از یک هنرپیشه جوان به نام «نیکلتا براسکی» استفاده کرد که ارتباط آنها باعث ازدواجشان در سال 1991 گردید. او تا به امروز در تمام فیلمهایی که بنینی کارگردانی کرده است، ایفای نقش کرده است. بنینی در امریکا با فیلمهای «مغلوب قانون»، «شب روی زمین» و «پسر پلنگ صورتی» شناخته شده بود، اما در ایتالیا بیشترین شهرت او بخاطر نقشش در فیلم «جانی استاکینو» در سال 1992 بود که پرفروشترین فیلم سینمای ایتالیا لقب گرفت.  فروش این فیلم در ایتالیا فیلمهای هالیودی مانند « رابین هود» کوین کاستنر و «نابود گر 2» آرنولد شوایتزینگر  را از دور خارج کرد، هرچند فیلم «هیولا»ی او در سال 1996 نیز همین بلا را بر سر «شیرشاه» دیزنی و «فارست گامپ» تام هنکس آورد. در رقابت اسکار بهترین بازیگر سال 1999 باز هم بنینی توانست بر تام هنکس غلبه کند.
بزرگترین موفقیت بنینی در سال 1998 با "فیلم زندگی زیباست" بدست آمد. یک فیلم غیر عادی، یک کمدی در قلب یک تراژدی. فیلم نامزد 9 جایزه اسکار شد و در نهایت توانست سه جایزه بهترین فیلم و بازیگر خارجی زبان و بهترین موسیقی متن را نصیب خود کند. در سال 2002 به دغدغه بیست ساله اش درباره ساخت فیلم «پینوکیو» پایان داد و این فیلم را به سالنهای نمایش کشاند. به نظر من این فیلم بهترین روایت از داستان پینوکیو است که تاکنون ساخته شده اما بنینی به سبب بازیگری در این فیلم جایزه تمشک طلایی به عنوان بدترین بازیگر سال را دریافت کرد!
«ببر و برف» آخرین ساخته وی میباشد که از 15 اکتبر 2005 در ایتالیا اکران شده است و با استقبال چشمگیری روبرو شده است، و روایت دیگری از کمدی در  جنگ است، و اینبار جنگ عراق.   

 

 

فیلم‌شناسی

 بازیگر

  • ۱۹۷۰ - Onda Libera
  • ۱۹۷۷ - Berlinguer Ti Voglio Bene
  • ۱۹۷۹ - I giorni cantati
  • ۱۹۷۹ - Clair de Femme
  • ۱۹۷۹ - Chiedo asilo
  • ۱۹۷۹ - La luna
  • ۱۹۷۹ - Letti selvaggi
  • ۱۹۸۰ - Il Pap'occhio
  • ۱۹۸۱ - Il Minestrone
  • ۱۹۸۱ - Anche i ladri hanno un santo
  • ۱۹۸۳ - F.F.S.S. cioè che mi hai portato a fare sopra Posillipo se non mi vuoi più bene?
  • ۱۹۸۳ - Effetti personali
  • ۱۹۸۳ - Tu mi Turbi
  • ۱۹۸۳ - Tutto Benigni
  • ۱۹۸۴ - Non ci resta che piangere
  • ۱۹۸۴ - Cinématon
  • ۱۹۸۶ - Down by Law
  • ۱۹۸۸ - Il piccolo diavolo
  • ۱۹۹۰ - La voce della luna
  • ۱۹۹۱ - Night on Earth
  • ۱۹۹۱ - Johnny Stecchino
  • ۱۹۹۳ - Son of the Pink Panther
  • ۱۹۹۴ - Il Mostro
  • ۱۹۹۷ - La vita è bella
  • ۱۹۹۹ - Astérix et Obélix contre César
  • ۲۰۰۲ - Roberto Benigni - Chaos With Method
  • ۲۰۰۲ - Pinocchio
  • ۲۰۰۳ - Coffee and Cigarettes (قهوه و سیگار)
  • ۲۰۰۵ - La tigre e la neve

 کارگردان

  • ۱۹۸۳ - Tu mi turbi
  • ۱۹۸۴ - Non ci resta che piangere
  • ۱۹۸۸ - Il piccolo diavolo
  • ۱۹۹۱ - Johnny Stecchino
  • ۱۹۹۴ - Il mostro
  • ۱۹۹۷ - La vita è bella (زندگی زیباست)
  • ۲۰۰۲ - Pinocchio
  • ۲۰۰۵ - La tigre e la neve (ببر و برف)
Actor:
  1. La tigre e la neve (2005) .... Attilio de Giovanni
    ... aka The Tiger and the Snow (USA: literal English title)
  2. Coffee and Cigarettes (2003) .... Roberto (segment "Strange to Meet You")
  3. Pinocchio (2002) .... Pinocchio
    ... aka Roberto Benigni's Pinocchio (USA: promotional title)
  4. Astérix et Obélix contre César (1999) .... Lucius Detritus (Tullius Destructivus / Catastrofus)
    ... aka Asterix & Obelix Take on Caesar (Australia)
    ... aka Asterix & Obelix gegen Caesar (Germany)
    ... aka Asterix & Obelix vs. Caesar (Philippines: English title)
    ... aka Asterix and Obelix Take on Caesar (UK)
    ... aka Asterix and Obelix vs. Caesar
    ... aka Asterix e Obelix contro Cesare (Italy)
  5. La vita è bella (1997) .... Guido Orefice
    ... aka Life Is Beautiful (UK) (USA)
  6. Il mostro (1994) .... Loris
    ... aka Le monstre (France)
    ... aka The Monster (USA)
  7. Son of the Pink Panther (1993) .... Gendarme Jacques Gambrelli
    ... aka Blake Edwards' Son of the Pink Panther
    ... aka Il figlio della pantera rosa (Italy)
  8. Johnny Stecchino (1991) .... Dante / Johnny Stecchino
    ... aka Johnny Toothpick
  9. Night on Earth (1991) .... Driver (Rome)
    ... aka Une nuit sur terre (France)
  10. La voce della luna (1990) .... Ivo Salvini
    ... aka The Voice of the Moon
  11. Il piccolo diavolo (1988) .... Giuditta
    ... aka The Little Devil
  12. Down by Law (1986) .... Roberto
    ... aka Down by Law (West Germany)
    ... aka Down by Law - Alles im Griff (Germany: TV title)
  13. Coffee and Cigarettes (1986) .... Roberto
  14. Non ci resta che piangere (1985) .... Saverio
    ... aka Nothing Left to Do But Cry
  15. Effetti personali (1983)
    ... aka Personal Effects (International: English title: literal title)
  16. 'F.F.S.S.', cioè:... che mi hai portato a fare sopra a Posillipo se non mi vuoi più bene? (1983) .... Lo sceicco Beige
  17. Tu mi turbi (1983) .... Benigno
    ... aka You Disturb Me (USA)
    ... aka You Upset Me (International: English title)
  18. Morto Troisi, viva Troisi! (1982) (TV) .... L'amico d'infanzia anonimo/Himself
  19. Anche i ladri hanno un santo (1981)
  20. Il minestrone (1981) .... Il maestro
  21. Il pap'occhio (1980) .... Benigni
    ... aka In the Pope's Eye
  22. "Ma che cos'è questo amore" (1979) TV mini-series
  23. Chiedo asilo (1979) .... Roberto
    ... aka Pipicacadodo (France)
    ... aka Seeking Asylum (USA: video title)
  24. Clair de femme (1979) .... Le barman du Clapsy's
    ... aka Chiaro di donna (Italy)
    ... aka Die Liebe einer Frau
    ... aka Womanlight (USA)
  25. La luna (1979) .... Upholsterer
    ... aka Luna (USA)
  26. Letti selvaggi (1979) .... The Principal
    ... aka Camas calientes (Spain)
    ... aka Lady Chatterley's Palace (Philippines: English title)
    ... aka Tigers in Lipstick (USA)
    ... aka Wild Beds
  27. I giorni cantati (1979)
    ... aka The Days Are Numbered (International: English title)
  28. Berlinguer ti voglio bene (1977) .... Cioni Mario
    ... aka Berlinguer: I Love You (USA)
  29. "Onda libera" (1976) TV mini-series .... Mario Cioni
  30. "Le sorelle Materassi" (1972) TV mini-series
Writer:
  1. Il quinto dell'Inferno (2007) (TV) (writer)
  2. La tigre e la neve (2005) (writer)
    ... aka The Tiger and the Snow (USA: literal English title)
  3. L'ultimo del paradiso (2002) (TV) (writer)
  4. Pinocchio (2002) (writer)
    ... aka Roberto Benigni's Pinocchio (USA: promotional title)
  5. La vita è bella (1997) (story and screenplay)
    ... aka Life Is Beautiful (UK) (USA)
  6. Tuttobenigni 95/96 (1996) (V) (writer)
  7. Il mostro (1994) (writer)
    ... aka Le monstre (France)
    ... aka The Monster (USA)
  8. Johnny Stecchino (1991) (writer)
    ... aka Johnny Toothpick
  9. Il piccolo diavolo (1988) (screenplay) (story)
    ... aka The Little Devil
  10. Coffee and Cigarettes (1986) (writer)
  11. Non ci resta che piangere (1985) (screenplay) (story)
    ... aka Nothing Left to Do But Cry
  12. Tu mi turbi (1983) (screenplay) (story)
    ... aka You Disturb Me (USA)
    ... aka You Upset Me (International: English title)
  13. Tutto Benigni (1983) (writer)
  14. Chiedo asilo (1979) (writer)
    ... aka Pipicacadodo (France)
    ... aka Seeking Asylum (USA: video title)
  15. Berlinguer ti voglio bene (1977) (writer)
    ... aka Berlinguer: I Love You (USA)
  16. "Onda libera" (1976) TV mini-series (writer)
Director:
  1. La tigre e la neve (2005)
    ... aka The Tiger and the Snow (USA: literal English title)
  2. Pinocchio (2002)
    ... aka Roberto Benigni's Pinocchio (USA: promotional title)
  3. La vita è bella (1997)
    ... aka Life Is Beautiful (UK) (USA)
  4. Il mostro (1994)
    ... aka Le monstre (France)
    ... aka The Monster (USA)
  5. Johnny Stecchino (1991)
    ... aka Johnny Toothpick
  6. Il piccolo diavolo (1988)
    ... aka The Little Devil
  7. Non ci resta che piangere (1985)
    ... aka Nothing Left to Do But Cry
  8. L'addio a Enrico Berlinguer (1984)
  9. Tu mi turbi (1983)
    ... aka You Disturb Me (USA)
    ... aka You Upset Me (International: English title)