X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف
چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1388

ازLa Vita è bella

زندگی زیباست

 

زندگی زیباست

کارگردان: روبرتو بنینی
بازیگران: روبرتو بنینی، نیکلتا براسکی، جورجیو کانتارینی
فیلمنامه: روبرتو بنینی و وینچنزو چرامی
موزیک: نیکولا پیوانی
محصول 1997 

 روبرتو بنینی

شخص یهودی شوخی به نام گوئیدو(بنینی) همراه با دوستش برای کار به شهر میروند. وی در آنجا با دختری آشنا میشود که قصد ازدواج با شخص دیگری دارد. اما او تمام سعی خود را میکند که قلب دخترک را تسخیرکند. سرانجام آنها ازدواج میکنند .
اما این زوج و پسرشان به یک اردوگاه کار اجباری یهودیان تبعید میشوند. گوئیدو تما م سعیش را میکند تا این اوضاع را برای پسرش تحمل پذیر کند و سختیهای جنگ را از وی پنهان کند، بدین صورت که چنان وانمود میکند که همه این کارها فقط یک بازی است برای بدست اوردن یک جایزه. فیلم به دنبال نمایش کشتارهای جمعی نیست بلکه فقط نشان میدهد یک پدرچگونه از فرزند خود محافظت میکند تا زیر بار حقیقت تلخ از پا در نیاید.
در پایان تراژدی همانطور که باید به وقوع میپیوندد. ما مردی را میبینیم که با هرچه که دارد میجنگد و به تنها طریقی که میدانسته پیروز میشود و هیچگاه زیبایی زندگی را منکر نمیشود.

«ببر و برف» آخرین ساخته روبرتوبنینی تمی مشابه با فیلم «زندگی زیباست» دارد و توانایی جاری کردن اشک تماشاگران را در یک فیلم کمدی دارد، اما فیلم «زندگی زیباست» پس ازگذشت هشت سال از زمان ساخت، هنوز بهترین فیلم وی محسوب میشود. در مورد این فیلم نظرات مختلفی وجود دارد که اغلب مثبت و بعضا منفی است. نظرات مخالفین بیشتر در مورد ساختار و غیرقابل باور بودن داستان فیلم میباشد، اما بعضی پا را از این فراتر گذاشته اند و بنینی را متهم به همکاری با صهیونیست و مظلوم نمایی یهودیان کرده اند. برای نمونه نقدی را که در سایت خبری مهر در مورد این فیلم نوشته شده است را در آدرس زیر بخوانید:


http://www.mehrnews.ir/fa/NewsPrint.aspx?NewsID=162619


علی رغم نظرات مخالفین٬ این فیلم با موفقیت جهانی روبرو شد و کاندید بیش از پنجاه جایزه از جشنواره های مختلف گردید. در پست بعدی صحبتهای روبرتو بنینی را در مورد این فیلم، از زبان خودش خواهید خواند.
آنونس، عکس ، موسیقی متن و کلیپهای مختلف این فیلم را از آدرس زیر بگیرید:

http://www.tuttobenigni.it/film_dettaglio.asp?Titolo=La Vita è bella 

فیلم زندگی زیباست بهترین ساخته روبرتو بنینی تا کنون است. بنابراین در این وبلاگ که به وی اختصاص یافته، جا دارد که به این فیلم بیشتر پرداخته شود، که خواهد شد. اما جهت پرهیز از یکنواختی، در ادامه توجه شما را به مطالبی در مورد اپرای «افسانه های هافمن» که در دو قسمت از فیلم پخش و اجرا میشود، جلب میکنم.

ژاک آفن باخ، (Jacque Offenbach)  آهنگساز فرانسوی (۱۸۸۰-۱۸۱۵) است که افسانه های هافمن معروف ترین اپرای ساخته شده توسط وی میباشد. این اپرا شامل قسمتهای زیر است:

Glou! Glou!

Drig! Drig!

Il etait une fois

Peuh! Cette biere

Ah! Vivre deux!

A Nonucun hote

Voici les valseurs

Belle nuit

Helas mon Coeur

در فیلم « زندگی زیباست » شاهد پخش قسمت Belle nuit هستیم که میتوانید آن را از سایت زیر دانلود کنید. هرچند اپرای کامل نیز در این سایت قابل دسترسی است.

http://www.grammy.ru/index1.php?act=dl&id=11915

 این هم متن و ترجمه :

Belle nuit, oh nuit d'amour,

Souris à nos ivresses

Nuit plus douce que le jour,

Oh belle nuit d'amour

Le temps fuit et sans retour

Emporte nos tendresses

Loin de cet heureux séjour,

Le temps fuit sans retour

Zéphirs embrassés, (second voice) Zéphirs embrassés

Versez-nous vos caresses (second voice) Versez-nous

Zéphyrs embrassés (second voice) Donnez-nous vos caresses

Donnez-nous vos baisers (second voice) Et Vos baisers versez-nous

Vos baisers (second voice) Versez-nous vos baisers

Vos baisers

Ah!

Belle nuit, oh nuit d'amour,

Souris à nos ivresses

Nuit plus douce que le jour,

Oh belle nuit d'amour

Belle nuit d'amour,

Souris à nos ivresses (second voice) Versez-nous vos caresses

Nuit d'amour (seconda voice) Oh belle nuit d'amour

Oh nuit d'amour

Ah

زیبا شبی است ، شب عشق

مستی و لذت ما را پر کرده

دردها کمتر از روز است

آه، زیباست شب عشق

زمان بدون بازگشت میگریزد،

و با خود این احساس خوب را میبرد.

بی توجه به این حال خوش

زمان بدون بازگشت میگریزد.

باد صبا در آغوش خود (صدای دوم) باد صبا در آغوش خود

محبتت را برما جاری کن (صدای دوم) برما جاری کن

آغوش بگشا باد صبا (صدای دوم) ما را در آغوش بگیر

بوسه ای بده (صدای دوم) و بوسه ات را بر ما ببار

بوسه تو (صدای دوم) و بوسه ات را بر ما ببار

بوسه تو

آآ....!

زیبا شبی است ، شب عشق

مستی و لذت ما را پر کرده

دردها کمتر از روز است

آه، زیباست شب عشق

شب زیبای عشق

ما را با مستی و لذت پر کن (صدای دوم) محبتت را بر ما ببار

شب عشق (صدای کمکی) آه، شب زیبای عشق

آه، شب عشق

آآ....! 


- فیلم «زندگی زیباست» افسانه ای است که ادعای قصه زیبای عشق گوئیدو( بنینی ) را دارد. یک پیشخدمت خودمانی از شهر آرزو توسکان، و دورا ( نیکلتا براسکی) یک معلم اشراف زاده مدرسه. گوئیدو او را شاهزاده خانم خطاب میکند، دل اورا بدست میآورد و سوار بر اسب با او ازدواج میکند. از سال 1939 ما به پنج سال بعد میرویم، آنها صاحب پسری سیاه چشم به نام جاشوا (جورجیو کانتارینی)  شده اند. بازی گوئیدو و جاشوا در حقیقت تجلیل بنینی از فیلم «پسر بچه» چارلی چاپلین و جکی کوگان کوچک در سال 1921 است.


علاقه به فیلم «زندگی زیباست» بستگی به دید شما نسبت به بنینی دارد. او در ایتالیا بواسطه نمایشهای تلوزیونی و فیلمهایش به گنجینه ملی ایتالیا تبدیل شده است و بسیاری نمیتوانند خنده خود را از دیدن فیلمهای «شب روی زمین» و «مغلوب قانون» جیم جارموش کنترل کنند. امثال من که کمدی بنینی را مزاحم و سردرد آور میدانند در اقلیت هستند. من از خودشیفتگی عصبی او عذاب میکشم. هر حرکت او التماس میکند: " چشمتان را ازمن برندارید!" . " نگاه کنید، من به خاطر شما روی میز میروم!". او کپی ناشایستی از جری لوئیس و رابین ویلیامز است. ترکیب وحشتناکی از سستی و خود بینی.


چرا بنینی نتوانست با شروع فیلم زندگی زیباست مرا مجذوب کند؟... هی، این فقط یک فیلم  احمقانه است که در نیمه دوم، جاییکه  سازندگان این کمدی جاه طلبانه،  راهشان را عوض میکنند، احمقانه تر و کشنده تر میشود.


گفتگوی بنینی، آنجا که میگوید: " من با فیلمنامه نویسم درباره گذاشتن من -- یک کمدین – در یک وضعیت غریب صحبت میکردم"، دلیلی بر خودبینی اش در نیمه دوم فیلم است. در این اپیزود تکان دهنده، فیلم مانند «فهرست شیندلر» (اسپیلبرگ)، میشود. او در یک اردوگاه بی نام  به عنوان پیشخدمت نازیها کار میکند. (تصور کنید، نژاد پرستان واقعی به یک یهودی کثیف اجازه میدهند به غذایشان دست بزند!).


به خوابگاه بر میگردیم، او لودگی میکند، یک چهره خوشحال بر بدنش دارد، در حالی که دیگر زندانیان ساکتند، میخوابند و سربه زیر هستند. در اردوگاه ، زندگی با کار سخت روزانه میگذرد، نازیهای اندکی که دیده میشوند، کاملا خشک و بی روحند. افسوس که بعضی میمیرند، گرچه نشان داده نمیشود. ( بنینی: "خشونت آشکارا نشان داده نمیشود، زیرا این روش من نیست.") در هر صورت گوئیدو جاشوا را متقاعد میکند که این اردوگاه مرگ در حقیقت یک بازی بزرگ فرضی برای کودکان است. درست نگاه کنید، پنهان شدنها و گرسنگی کشیدنها واقعا مسخره است.
زندگی زیباست تنها تیتر فیلم نیست، این فیلم سرزنش برانگیزی برای بنینی است. او در این فیلم معنایی از هولوکاست را تداعی کرده است که برای بیشتر یهودیان به معنای از دست رفتن میلیونها زندگی نیست. او افراد بسیار زیادی را در این اردوگاه نشان میدهد که زنده می مانند، درخشش خورشید، مزراع سبز، گلها و مخصوصا خانوادهایی که باقی مانده اند. بازماندگان زیادی که بنینی نشان میدهد، کاملا خوشحال به نظر میرسند. بجز یک نفر که زنده نمانده و برعکس میلیونها تن دیگر، در شب ومه رها شده است و تنها به صورت یک خاطره در فیلم یاد میشود.


"زندگی زیباست". آیا میتوانید تصور کنید کسی را که از این واقعه جان سالم به در برده این را بگوید؟ زمانی که افراد باقیمانده انگشت شمارند و ترسان . با روحیه لبریز از نفرت نبود خدا و انسانیتی که به آلمانها اجازه چنین کاری را داده است.


بنینی میگوید: " از نظر تاریخی شاید فیلم اشتباهاتی داشته باشد. اما این یک داستان در مورد عشق است نه یک مستند." خیر، این مستند نیست. راه حل نهایی زندگی زیباست، یک احساس خوب است، یک چهره خندان از هولوکاست.


فیلم بنینی را برای خودتان نگه دارید. شاید شما فیلم را بپسندید مهم نیست چه مذهبی دارید، اما به نظر این یهودی منتقد، جایزه ای را که یهودیان اورشلیم به این فیلم داده اند توهینی به جماعت یهود است و هولوکاست نشان داده شده توسط این فیلم بسیار مشمئز کننده است.


متن کامل این نوشته را در آدرس زیر مطالعه کنید و نظر خودتان را بیان کنید:


http://www.geraldpeary.com/reviews/jkl/life-is-beautiful.htm 

بعد از چند زنگ تفریح کوچک به ادامه بررسی «فیلم زندگی زیباست» میپردازیم. در پستهای قبلی نظر  برخی از منتقدین این فیلم را خواندید. همانطور که دیدید آنها عقیده دارند که این فیلم واقعه تلخ هولوکاست را به تمسخر گرفته است و آن را تنها یک توهم معرفی کرده است.

 

 در مورد واقعه هولوکاست حرف وحدیث بسیاری وجود دارد، گذشته از برخی که بکلی منکر وقوع چنین رویدادی هستند، بعضی دیگر وقایع روایت شده را یک بزرگنمایی عجیب میپندارند. در بسیاری از کشورهای اروپایی تحقیق و تفحص در مورد این واقعه جرم محسوب میشود و بسیاری به همین دلیل مستوجب پرداخت تاوان زیادی شده اند. برای نمونه خبری را که اخیرا در مطبوعات منتشر شده است را در سایت خبری مهر بخوانید:

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=265241

جاشوا در قسمتی از فیلم از زبان پیرمردی نقل میکند که آلمانیها زندانی ها را میسوزانند و با آنها سوپ و دکمه میسازند!  جالب است بدانید که یک پروفسور آمریکایی با شبیه سازی این موضوع بیان کرده که چنین چیزی از نظر علمی نمیتواند واقعیت داشته باشد و ساختگی است:

http://www.findarticles.com/p/articles/mi_qa3651/is_200004/ai_n8881391/pg_3

به طور کلی با فرض اینکه تمام این وقایع تلخ واقعیت نیز داشته باشد، چیزی از ارزشهای فیلم زندگی زیباست کم نمیکند. توجه بیش از حد بر این واقعه، باعث دور شدن ما از پیام اصلی این فیلم میشود. مکانهای تاریخی زیادی نمیتوان یافت که در آن شوهر و همسر با فرزندشان در یک جا زندانی باشند، اما به نظر شما اگر این داستان در مکان مشابه دیگری مانند کوزووی بوسنی و هرزگوین اتفاق میافتاد، آیا تاثیری در اصل ماجرای این فیلم میگذاشت؟

هولوکاست در زندگی زیباست  تنها پس زمینه ای است برای ارائه پیام اصلی فیلم. این فیلم حکایت قدرت خواستن است. بنینی با این فیلم میخواهد بگوید که اگر شما چیزی را واقعا بخواهید، میتوانید بدست آورید، حتی در شرایط وحشتناکی مانند هولوکاست. شما همواره میتوانید بر سرنوشت خود حکومت کنید.

 

 

نکته دیگر در این فیلم نمایش شخصیتهای مختلف انسانهاست. شما پدری را میبینید که به فکر سلامتی و ایمنی  پسر و همسرش است و به تنها چیزی که فکر نمیکند زندگی خودش است. او همواره در این اندیشه است که چگونه با دو تن از مهمترین افراد زندگیش ارتباط برقرار کند و به آنها کمک کند که از این شرایط  دشورا به راحتی عبور کنند.

در مقابل هم افراد بی احساسی را میبینید که جز خودشان به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنند. به عنوان مثال  شخصیت دکتر لسینگ آلمانی را در این فیلم ببینید، قصد او از آوردن گوئیدو به باشگاه افسران، در واقع نه کمک به او بلکه کمک به خودش برای پیدا کردن راه حل چیستانها است. او از گوئیدو عاجزانه میخواهد که به او کمک کند. در حالی نمیتواند ببیند که خود گوئیدو نیازمند کمک واقعی است . مسئله مهم برای گوئیدو نجات جان همسر و فرزندش است، اما مهمترین مسئله برای دکتر لسینگ پیدا کردن نام چیزی است که صدای «کواک، کواک» میدهد!

 

البته این فیلم تمام آلمانها را دیو سیرت معرفی نمیکند. به عنوان مثال قدرت تلقین که در این فیلم زیاد استفاده شده، به  شوپنهاور، فیلسوف آلمانی نسبت داده میشود، یا صحنه صحبت زنی با دورا، در راه پله اردوگاه را بیاد آورید که درباره نگهبان زن آلمانی میگوید: " آن اوایل که او به اینجا آمده بود، خوب بود!"

 

در انتها به نظر من جدای از این انتقادها و مخالفتها این فیلم داستان عشق اعضای یک خوانواده به یکدیگر است. هرچند پدر خوانواده در انتها کشته میشود اما خوانواده پیروز نهایی است. این فیلم یک هدیه ای است که ما محکی به خود بزنیم که چقدر به فکر اطرافیانمان هستیم و چقدر به فکر خود! همانطور که جاشوا در انتهای فیلم میگوید : "این هدیه ای است که پدرم به من داده است!"

لازم به ذکر است که «فیلم زندگی زیباست» در دو نسخه انگلیسی و ایتالیایی  وجود دارد، که نسخه ایتالیایی آن حدود پانزده دقیقه طولانی تر است و شامل صحنه هایی است که به هنگام آماده سازی نسخه انگلیسی از زیر تیغ تدوین گر گذشته است.

 از http://benigni.persianblog.ir/